close
تبلیغات در اینترنت
لک پرس
لک پرس
رسانه فرهنگی قوم لک
مطالب پر بازدید
مطالب تصادفی
بالندگی فرهنگی قوم لک

بالندگی فرهنگی قوم لک

یادداشتی از ویریاعیني

هویت قومی، مقوله‌ای تاریخی است که در سیر حوادث و مشی وقایع تاریخی در اطواری گوناگون بروز و ظهور می‌یابد.

هویت ملّی و قومی از تصور تمایز و رویارویی میان «ما» و «دیگران» یا «بیگانگان» نشأت می‌گیرد. این احساس دوگانگی میان «ما و دیگران» اگر در حد اعتدال باشد می‌تواند همچون دو بال پرواز برای همیاری واعتلای فرهنگی ظاهر شود و اگر به قلمرو تعصبات کور و دشمنی‌ها و کینه‌توزی‌های قومیتی متعصبانه و نژادی و زبانی درآید یا به بهانه‌ چالش با تعصبات قومیتی، به نفی و انکار و تمسخر میراث فرهنگی قوم  خویش و یا قومیتی دیگر بیانجامد، نیرویی ویرانگر خواهد شد و بهانه گونه‌ای دشمنی و ستیزه‌جویی بی‌پایان و بی‌ثمر

در یک جامعه توسعه یافته اگر فردی، گروهی یا سازمانی؛ خبر و یا محتوایی را منتشر کند که در آن شائبه تحقیر قومیتی و جنسیتی باشد و در پی این اقدام، اعتراضی در جهت یادآوری اخلاق و مدنیت صورت بگیرد، می‌توان از" هوشیاری و واکنش به موقع کنشگران اجتماعی" آن جامعه سخن گفت؛ کنشگرانی که با داعیه اخلاق و از خاستگاهی مدنی و انسانی موظف به واکنش شده‌اند، نه با دستاویزی به تعصبات کور و بی هدف. اما اگر از رسانه‌ای ملی و یا شبکه تلویزیونی استانی محروم  در این زمینه خبط و خطایی صورت پذیرد." ما با تکرار اقدام جدایی‌افکنِ تحقیر «لک» بواسطه تعصبات «لری»  مواجهیم. این نزاع دو دسته همجنس و همفکر با رویکرد " نژادپرستی و شووینیسمی۱"از یکسو  نزاعی نفسگیر رادر تحقیر دیگری آن هم در جامعه‌ای واگرا رقم میزند
 در چنین موقعیتی، نبایستی تصور کنیم که در یک طرف این مجادله، عده‌ای پایبند به معیارهای اخلاقی و مدنی هستند و عده‌ای  بی‌اعتنایی به آن. به عبارت دیگر در هر منطقه واستانی و بر سر مسایل به ظاهر اخلاقی، همه در و تخته‌ایم و غلبه هرکدام از طرفین بر دیگری غلبه بی‌اخلاقی و فروکاستن کرامت انسانی است. بدون توجه به عواملی مانند نژاد و زبان، هیچ یک از طرفین، اعتراض و شورش را با رویکردی اخلاقی و انسانی و مدنی آغاز نکرده است. بنابراین در چنین فضای خالی از معیارهای معمول اخلاقی و انسانی، شاید به ظاهر برنده ماجرا کسی باشد که توهین و فحاشی‌اش به طرف مقابل، حاوی مضمون تحقیرکننده و توهین‌آمیز بیشتری باشد چه یکی با گرز و دیگری با  کوپال!
این دعواهای  فاقد اخلاق و شوونیستی که در جامعه در هم‌تنیده منطقه زاگرس مرکزی  در استانهایی نظیر لرستان، کرمانشاهان، همدان و ایلام با زنده کردن ماجراهای تاریخ‌گذشته و جلوداری و پرچمداری عده‌ای ناآگاه با دعوی مضحک«جدایی طلبی #لک ها منشا حرف و حدیثهایی شده است و بانی اختلافهایی، در صورت عدم دخالت عقل و منطق شاید به نقاط کور و مشکل‌ساز هم کشیده شود.
زبان، مذهب و نژاد واحد الزاماً و حتمأ عناصر تشکیل‌دهنده یک استان  و یا کشور نیست. برای مثال «ملیت ایرانی» از نژاد و زبان واحد برنخاسته و ایرانیان قومی واحد نبودند که در سیر «تکاملی» خود از «طایفه» به «قوم» و سپس «ملت» تبدیل شده باشند. ایران و بالطبع استانهای زاگرس مرکزی، موزائیکی است از اقوام و فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف که در طول تاریخ کهن در سرزمین پهناور پدید آمده‌اند و زبان فارسی برغم اهمیت و گسترش تاریخی آن در سرزمین‌های غیرایرانی، مانند هند و  عثمانی، عامل تشکیل‌دهنده واحد فرهنگی- سیاسی- جغرافیایی بنام «ایران» نبوده است. به این دلیل لک،لر، کرد و بلوچ و ترک و عرب و سایر اقوام ساکن «ایران»، به دلیل سکونت و تعلق طولانی به این سرزمین، خود را «ایرانی» می‌دانند ولی انبوه کثیر «فارسی‌زبانان» سایر کشورها نه خود را «ایرانی» می‌دانند و نه به این نام شناخته می‌شوند. با همین منطق، قومیت و زبان زمانی می‌تواند بسان بالهای پیشرفت برای یک کشور متحد باشد که تفاوت‌های قومیتی، دلیلی برای تسریع توسعه و رسیدن به هدفی والا و آرمان ملت شوند و گرنه همین تفاوتها می‌توانند دلیل واگرایی و دوری شوند. 
یک هشدار اجتماعی به همسایگان ناسازگار قوم شریف #لک که با کارهای بابخردانه خود آنها را عاصی نکنید
مدتی است که از دست بدست شدن خبرهای گوناگون و ملتهب در فضای مجازی، از فرجام دادخواهی مصادره  میراث‌های قومیتی بتاراج رفته یک قوم توسط قومی دگر تا حمله و اتهام قومیتی دیگر همه و همه در استانی که من در آن ساکنم؛ باعث نگرانی‌های فزاینده‌ام  شده است. نگرانی که گاهی مرا بسوی قضاوتی ناخواسته می‌کشاند و گاه بسوی اتهامی که سخت از آن گریزانم.
خودم را تا این لحظه قانع کرده‌ام که در این موارد، مطلبی ننویسم یا اگر می‌نویسم چنان ننویسم که به قطعیتی   یا انکاری در نوشتار برسم.
 هرچند همین اندیشه‌ها خود دردی  عظیم است و نشانی از یک غبار متراکم  که بر آیینه حقیقت و اعتماد این جامعه بی خبر از " خبر" و خبردار از هیچ نشسته است
من نه برآنم که قضاوت کنم و نه متهم ‌سازم؛ اما باید بگویم که: سخت هراسانم و چرا هراسانم! سخنی از جنس احساس و تعهد برای قوم و جغرافیای رنجدیده‌ #لک در  دالان تاریخی تاریک و وعده‌ای از سر اراده و کیست که چون هزالان بخواهد مرا بواسطه این هراس ملامت کند و تهدید به تعزیر و یا تقریر!؟
من سخت بیمناکم  از جامعه‌ای که دانستن حقیقت و یا بیان آن، وگرفتن #میراث های به یغما رفته اش مرا در برابر بلایا و شر خلایق، بی‌دفاع کرده و آبرویم را چنان مباح می‌داند که راندن حقیقت بر زبان راندن حقیقت گویی عریان شدن در ملأعام است.
بسیار می‌ترسم اما از جماعت گریزان از همدیگری که فقط و فقط زنجیرهای تعصب بدل به قوم و قبیله‌شان کرده ،که اگر برای دادخواهی پناه به یک قوم ببری، آن قوم دیگر، ترا به هزار کار ناکرده متهم کند وآنسان بی آبرویت بسازند که مرگ برایت نعمتی دست نایافتنی بنماید و آرزویی محال.
 من می‌ترسم از "سنگ بسته و سگ گشوده" و"باز آشیانانِ شاهین خشم"، و گوش‌های پنبه نهاده و زبان‌های هتاکی که کلمات سخیف و کُشنده روح بر آنها جاری است!
من می‌ترسم از شوربختی و صدای لرزان آنکه افشاء می‌کند و جگرآوری و عربده آنان که طشتشان از بام رسوایی فروافتاده اما نعره‌شان همچنان به خونخواهی و انتقام بلند است!
من از هیچ چیز به اندازه بی‌حیایی چنان هراسان نیستم و نخواهم بود
و در پایان امید دارم که تعصبمان برای نگاهداری و حفظ کرامت انسانی تا بدانجا رسد که در این سرزمین فقط  لگدمال‌کنندگان هویت،قومیت، انسانیت، احساس ناامنی و ناآرامی داشته باشند. باید دانست قبل از آنکه «لک» و«لر» و«کرد» باشیم، همگی «انسان » هستیم
تعداد بازدید از این مطلب: 25
موضوعات مرتبط: مقالات ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5




می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی