تبلیغات

درباره ما

    لک پرس

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 150
    کل نظرات کل نظرات : 5
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 2
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 4

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 191
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 82
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 6
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 10
    آي پي امروز آي پي امروز : 31
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 37
    بازدید هفته بازدید هفته : 1,494
    بازدید ماه بازدید ماه : 3,643
    بازدید سال بازدید سال : 17,370
    بازدید کلی بازدید کلی : 17,370

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.82.93.116
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 27 آبان 1397

قدمت نام ایران

چند روز پیش یک مقاله مطالعه کردم که در آن عنوان شده بود که نام ایران نامی جدید و جعلی میباشد که قبل از سلسله پهلوی وجود نداشته و نام اصلی کشور ایران پارس بوده است که تغییر نام از پارس به ایران به جهت هموار کردن راه برای ظلم قوم فارس بر دیگر اقوام و ساخت ملی گرایی جعلی بوده است.

به همین دلیل تصمیم گرفتم مطالبی را جمع آوری کرده تا پاسخی به این بی آزرمی و ایران ستیزی بدهم


البته قبل از اشاره به کتب،اشعار و کتیبه هایی که نام ایران در آنها ذکر شده  باید دو نکته رو یادآور شد: 

اولا گاهی نام بعضی از کشور ها را در زبان های مختلف به گونه ای دیگر یاد میشود که برای نمونه میتوان به نام کشور مصر اشاره کرد.


دوما تبار رضا شاه پهلوی فارس نبودن رضا شاه را میرساند(درباره نیاکان لک رضاشاه این گونه گفته شده است که در زمان هجوم افغانها در اواخر دوره صفویه (1148-1135)، طوایف لک همانند بسیاری دیگر از ایلات ایران، نادر را در سرکوبی افغانها یاری می‌دادند. طایفه حسنوند که یکی از طوایف قوم لک محسوب می‌شد، نیز در این جنگ‌ها شرکت داشتند.یکی از افراد طایفه حسنوند به نام « رمضان» در جریان جنگهای نواحی شمالی کشور، از لشکریان جدا گشته، راه را گم کرده و سرانجام در ناحیه آلاشت اقامت گزید. رمضان با یکی از دختران طایفه اوجی ازدواج کرد و برای همیشه در آن دیار ماندگار گردید و رضاشاه از نواده‌های ایشان است).

اول از همه به  کتب و اشعار ایرانی که اسم ایران در آنها ذکر شده رجوع میکنیم:

در شاهنامه فردوسی بیشتر از 720 بار واژه ایران به کار رفته است

در دیوان اشعار عبید زاکانی 2 بار واژه ایران به کار رفته است


فرخی سیستانی 16 بار از واژه ایران استفاده کرده است


اسدی طوسی بیشتر از 50 بار از واژه ایران استفاده کرده است


سنایی غزنوی 11 بار از واژه ایران استفاده کرده است


نظامی گنجوی 23 بار از واژه ایران استفاده کرده است


خاقانی شروانی بیش از 30 بار از واژه ایران استفاده نموده است


انوری 13 بار از واژه ایران استفاده نموده است


اقبال لاهوری 26 بار از واژه ایران استفاده کرده است



مولوی رومی 4 بار واژه ایران را در اشعارش به کار برده است


سعدی شیرازی 1 بار از واژه ایران استفاده کرده است


عطار نیشابوری در اثارش 4 بار از واژه ایران استفاده کرده است


وحشی بافقی 5 بار از واژه ایران استفاده کرده است


رودکی سمرقندی 1 بار واژه ایران را به کار برده است


ناصرخسرو قبادیانی 2 بار از واژه ایران استفاده کرده است


منوچهری دامغانی 5 بار از واژه ایران استفاده کرده است


اوحدی مراغه ای 2 بار از واژه ایران. استفاده کرده است


ابوسعید ابوالخیر 1 بار از واژه ایران استفاده کرده است


شاه نعمت الله ولی 2 بار از واژه ایران استفاده کرده است


در اثار قدیمی هم اشاره های زیادی به نام ایران شده است که به چند مورد از آنها مطالعه میکنیم:

مقدسی البدء و التاریخ آورده است که بهترین و معتدل ترین نقطه زمین، «ایران شهر» است که معروف به اقلیم بابل است و سرزمینی است از شرق به غرب، میان رود بلخ (یعنی جیحون) تا رود فرات؛ و از شمال تا جنوب میان دریای آبسکون تا دریای پارس و یمن ( البدء و التاریخ، ۴/۹۷-۹۸).


در مسالک و ممالک که یک از مهمترین و کهن ترین آثار جغرافیایی است، پس از شرحی در باره شیوه سنجیدن جهات چهارگانه سرزمین ها و قلمروها نسبت به نزدیکترین مرکز سیاسی و شهری، تصریح کرده است که در این تاریخ مرکز جهان اسلام، عراق است و ایرانیان که از قدیم در آن ساکن بوده اند، آنرا «دل ایران شهر» می خوانده اند


عرب ها نام ایران را معرَّب کرده و آن سرزمین را عراق خوانده اند (المسالک، ص ۲۳۴).


ابو نعیم اصفهانی (د۴۳۰ق) در وصف اصفهان آورده است که قباد ساسانی برای اقامت در بهترین نقطه به جستجو برخاست و مهندسان را فرمود به همه شهرها روند و خاک و آب آن نقاط را بیازمایند و در اخلاق مردم تفحص کنند؛ و آنها پس از مدتی مطالعه، اصفهان را، که بهترین نقطه«ایران شهر» بود، برای سکونت قباد پیشنهاد کردند ( ۱/۵۷).


ابن عربشاه ( د ۸۵۴ق) هم در هر دو کتاب خود از «ایران» و «ممالک ایران» به کرات یاد کرده است (فاکهه الخلفا، ص ۵۶۵؛ عجایب المقدور، ص ۲۹).


اما بیشترین اطلاقات ایران و مملکت ایران در آن قرن هشتم  از آنِ قلقشندی در کتابهای التعریف بالمصطلح الشریف، المآثر الإناقه و مخصوصاً در کتاب صبح الاعشی است. او در جایی گفته است «ایران مملکت خسروان است و عرض آن از دریای پارس و آنچه بدان پیوسته است از دریای هند تا دریای طبرستان امتداد دارد» (التعریف، ص ۶۵). در جایی دیگر از اضمحلال ایلخانان و تجزیه قلمرو آنها سخن رانده و می گوید: «سابقاً مملکت ایران در دست یک تن سلطان مطاع بود. چون ابوسعید بمرد، هرکس دعوی حکومت کرد. چنانکه مملکت عراق عرب تا دیار بکر و ربیعه و مضر به دست شیخ حسن بزرگ است؛ مملکت آذربایجان که قطب ایران است و مقر اعقاب چنگیز خان بود به فرمان چوپانیان است؛ و بر خراسان طُغا تیمور فرمان می راند؛ و قطعه ای از بلاد روم که جزء ایران است اکنون به دست بنی ارتناست ( همان، ص ۶۶-۶۷) 


البته نام ایران در چند سنگ نبشته قدیمی وجود دارد که متن و نام آن کتیبه ها به شرح ذیل هستند:

‍ ‍ ‍ ‍ 


1-بر روی سینهٔ اسب اردشیر در سنگ نگاره نقش رستم، کتیبه‌ای به سه زبان پارتی ،پارسی میانه و یونانی وجود دارد که ترجمهٔ آن، چنین است:


«این است پیکر مزداپرست، خداوندگار اردشیر، شاه شاهان "ایران"، که نژاد از ایزدان دارد، پسر خداوندگار بابک، شاه.


۲- در سنگ نگاره ی دیگری در نقش رجب شاپور فرزند اردشیر نیز در کتیبه ای به 3 زبان خود را شاه «ایران و انیران» می خواند:


«این پیکری است از بغ مزدا پرست، خدایگان شاپور، شاهنشاه «ایران و انیران» که چهر(نژاد) از یزدان دارد، فرزند بغ مزداپرست، خدایگان اردشیر، شاهنشاه که چهر از یزدان دارد، نواده خدایگان پاپک شاه».



۳-در کتیبه های کرتیر به نوشته های ارزشمندی در مورد نحوه ایرانی در نظر گرفتن ایالت های مختلف یا انیرانی خواندن دیگر مناطق برمیخوریم،کرتیر که موبد موبدان در زمان هفت پادشاه ساسانی بوده است این چنین در بخشی از کتیبه سرمشهد از حدود ایران و انیران یاد میکند:


«بخاطر کوشش و رنج من بسیاری از آتش‌ها و مغان در سراسر کشور در میشان، آتورپاتکان (آذربایجان)،سپاهان (اصفهان)، ری، کرمان، سکستان (سیستان) وگرگان تا پیشاور درخشیدن گرفتند و نیز در خارج از ایران (انیران) آتش‌ها و مغانی که بیرون از ایران بودند، تا آنجا که اسبان و مردان شاهنشاه شاپور پیش رفتند تا انطاکیه، شهر و کشور سوریا و در استان‌های سوریا درترسه شهر و کشور کیلکیه در قیصریه شهر و کشورکاپادوکیه و تا یونان سرزمین‌های ارمنستان و بلاسکان و سپس تا دروازهٔ آلبانی. من آئین مزدیسنا و مغان را والا و شایستهٔ احترام و ستایش ساختم. اما کافران و ملحدانی را که در مغستان به انجام فریضه‌های دینی و پرستش مزدیسنا نپرداختند، کیفر دادم و به آنان پند دادم و نیکترشان نمودم. بسا مردمان که پایبند دین نبودند، به دین روی آوردند و بسیاری از آنان که دیوپرست بودند، در نتیجهٔ کوشش و مجاهدت من دست از آئین دیوان برداشتند.

4-سنگ نبشته کعبه زرتشت


جدا از مطالب بالا نام ایران در عصر زندیه و قاجار کاربرد فراوانی داشته که عموم مردم حتما در مورد بکارگیری نام ایران در دوره قاجاریه اطلاعاتی دارند پس بهتر است در پایان متن به استفاده از نام ایران در دوره زندیه بپردازیم :


در سال 1763 میلادی یک مبلغ مذهبی از جلفا نامه ای به اسقف کشیش دومینیکن مینویسد و در آن به شرح حال ایران میپردازد که در آن نامه از به اسم کشور ایران اشاره میشود در زیر متن نامه به زبان فارسی آورده شده

متن نامه: 

سراسر ایران و به ویژه اصفهان به علت حاکمیت عاقلانه کریم خان آرام است و غذا به حد کافی یافت می شود..ایران آرام آرام است، زندگی گران نیست..کریم خان پادشاهی مهربان است و به خوبی حکومت می کند، او نسبت به اتباع مسیحی خود نظر مساعدی دارد، خدا او را حفظ کند و کامیاب گرداند..


محمدهاشم آصف (۱۷۶۶/۱۷۶۷ میلادی) که نویسنده کتاب رستم التواریخ است 

در کتابش اسم کشور را ایران یاد میکند در زیر متن هایی از این کتاب آورده شده است.

متن کتاب:

امنای دولتش خواستند که به جهت طلبه ها، وظایف قرار بدهند. قبول نفرمود و فرمود: «ما وکیل دولت ایرانیم. از خود، اموالی نداریم که به ملاها و طلبه علوم بدهیم. و از مالیات دیوانی که انفاذ خزانه عامره باید بشود، به جهت لشکرآرایی و مرزبانی و ایران مداری، چیزی به کسی نخواهیم داد. هرکس که خدمت به دولت ایران می نماید، او را راتبه و مواجب مستمری خواهیم داد

طریقه عقل، این است که همه خلایق، از چهار صنف، بیرون نباید باشند:

یا اهل زراعت یا اهل بیع (داد و ستد) یا اهل حرفه و کسب یا اهل ملازمت باید باشند. و هرکس از این چهار صنف، بیرون است، رویش ندید است. آنچه شنیده ایم، همه انبیا و اوصیا و پیغمبر ما و امامان ما ، صاحب کسب و حرفه بوده اند.» غرض آن که وظیفه از برای کسی قرار نداد.....



شعر نویسنده کتاب رستم التواریخ

که بعد از شرح شکست نیروی های انگلیسی در سواحل خلیج فارس از ایرانیان سروده شده — ( در آن زمان میرمهنا هنوز دست به شورش و نافرمانی نزده بود و با دستور وکیل ، نیروهای انگلیسی را فریب و شکست داد—)

متن شعر:

بنازم به ایران و مردان آن// به اهل ستیز و نبردان آن

فرنگی ز ایران چو ترسان شدی// ز ایران و اهلش هراسان شدی

ز تشویش، آن قوم ابلیس وش// چو ایران شنیدند، کردند غش

دو انگشت کردند در گوش هوش// که تا نشنوند اسم ایران به گوش

نمودند آن قومِ دیده زیان //همی وصف شمشیر ایرانیان

که ایران زمین، معدن رستم است //چو هر مرد ایران به عالم کم است

چو ایران، سر هفت کشور بوَد//به پایش فلک را همی سر بود

جهان، مفتخر دان به ایران زمین// به ایران زمین، صدهزار آفرین


آزادی مسیحیان در عصر زند و دو فرمان از پادشاهان زندیه که در آنها از ایران به نام میبرد:



در عصر زنديه فرمانهائي از دو فرمانرواي اين سلسله يعني كريم خان و علي مرادخان وجود دارد كه در آنها آزاديهاي مسيحيان و مبلغين آنها را تأمين ميشود. اين فرمانها پس از آن صادر شده اند كه "عمدة المسيحية پادري فرنسيه حكيم" نزد كريم خان و "عمدة المسيحيه پادري اورانوس حكيم" به حضور علي مرادخان رسيده و خواستار آزادي "پادريان فرنگيان و خليفها در ممالك محروسه" و اينكه "در هر كجا كه خواسته باشند توقّف و سكني كرده، هر يك از ارامنه و عيسويان و اولاد ايشان كه خواسته باشد نزد ايشان آمد و شد كرده، تعليم گيرند" گرديده اند. در فرمان کریم خان زند به تاريخ ١١٧٧ ه.ق. ١٧٦٣ ميلادي در باره مسيحيان ممالك محروسه ايران، مراكز سكونتي مسيحيان اروپايي (فرنگيه) در آذربايجان نيز نشان داده ميشوند.


متن فرمان کریم خان زند :


فرمان تعالی شد آنکه در این اوان عمدة المسیحیه پادری فرنسیه حکیم وارد حضور و بعرض رسانید که بموجب ارقام سلاطین جنت مقام صفویه انارالله برهانهم

همیشه پادریان فرنگیان و خلیفها در ممالک محروسه ایران خانه و جا و مکان داشته هر یک برسم و آئین خویشتن مشغول و تجار و سوداگران آنطایفه بتجارت قیام و عشور متوجهات حسابی خود را مهمسازی عمال حریت اعمال مینموده اند مشروط بر آنکه احدی از آنها مرتکب امری که خلاف ملت مقدس اثنی عشره علیهم صلوات الله الملک الاکبر باشد بحسب ظاهر نکرده احدی را هم با ایشان رجوعی نباشد و هرگاه جماعت ارامنه بآنها ضرر و نقصانی رسانیده متعرض احوال آنها شوند بعد از ثبوت آنها را ترجمان نمایند و پادریان کرملیان و درنیکان و جروبت و کنجوخی واکوسی و غیره که در ولایات آذربایجان از شیروان و قراباغ و دارالسلطنه تبریز و گنجه و نخجوان و قلمرو علیشکر دارالسلطنه اصفهان و الکاء فارس از شیراز و بندر عباس و سایر ممالک محروسه میباشند و در هر جا که خواسته باشند و سکنی کرده هریک از ارامنه و عیسویان و اولاد ایشان که خواسته باشند نزد ایشان آمد و شد کرده تعلیم بگیرند و درس بخوانند نیز ممانعت نکرده چنانچه جماعت مذکوره اموات خود را در مقامی که بجهت مدفون آنها تعیین مینمایند بدستور و سنن دین خود برده دفن نمایند عایق و مانعی جهت آنها نباشد و امداد و اعانت لازمه آنها بعمل آمده احدی نسبت بایشان ظلم و ستم ننماید و در خصوص صدق ادعایات و غرض خود ارقام مذکوره را آورده بنظر رسانند لهذا عالیجاهان بیگلربیکیان عظام و حکام گرام و غیره عمال ولایات محروسه در خصوص امور مذکوره بنحویکه حسب الارقام سلاطین لهذا عالیجاهان بیگلربیگیان عظام و حکام گرام و غیره عمال ولایت محروسه در خصوص امور مذکوره بنحویکه حسب الارقام سلاطین بشروط مذکوره مقرر شده از آنقرار معمول و عشور متوجهات حسابی تجار و سوداگران را باز یافت و تخلف از فرموده مبارک جایز نداشته مراعات ایشان را منظور دارند و در عهده شناسند.


تحریرا فی شهرشوال المکرم سنه ۱۱۷۷


✍دیاکو ایرانی


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 01 آبان 1397 ساعت: 23:45
برچسب ها : ,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی