close
تبلیغات در اینترنت
لک پرس
لک پرس
رسانه فرهنگی قوم لک
مطالب پر بازدید
مطالب تصادفی
ریشه یابی یک ضرب المثل

ریشه یابی یک ضرب المثل و تاثیر فرهنگ و ادبیات لکی بر فرهنگ و ادبیات فارسی (به مناسبت سالگرد وفات کریم خان زند پادشاه ایران زمین)


در کتاب رستم التواریخ آمده است که:

چون عالی جاه کریم‌خان  وکیل الدوله در فارس استقلالی یافت، والاجاه شاه اسماعیل را در شهر شیراز با عالی جاه صادق خان برادرش که بیگلربیگی فارس در شیراز بود اسکان داد و خود با لشگری در حدود شش هزار نفر عازم اصفهان شد. 

چون به نیمه راه رسید عالی جاه آزادخان افغان با سی هزار لشگر از جمیع طوایف از اصفهان بیرون آمده و به سمت دشمن تاخت. در حوالی قمشه دو سپاه به هم رسیدند. آتش حرب شعله‌ور گردید و شراره آن بر فلک آبنوسی به خورشید رسید. در نهایت شکست بر قشون عالی جاه کریم‌خان افتاد و اسکندرخان برادر کریم‌خان را از کمین‌گاه با گلوله تفنگ کشتند. کریم‌خان با اقارب و خواص خود مانند فیل دمان از فوج پشه گریزان به جانب شیراز روان گردید. آزادخان با سی هزار مرد دلاور پرخاشگر از عقبش می‌تاختند و به وی رسیدند. در آن هنگام کریم‌خان سواره بر نیزه خود تکیه نموده بود و قاشقی در دست داشت و مادرش نیز کاسه شوربایی در دست داشت. آن عالی جاه شوربا می‌خورد که ناگاه دید از دور لشگر بسیار پدیدار شد. مادرش را روانه نمود و خود بر نیزه تکیه نموده و نگاه می‌کرد و از خویشان و غلامانش شصت نفر در عقبش بودند. آزاد خان با سی هزار سرباز خون‌خوار و آتش‌خانه بسیار سر رسید و صفها راست نمودند. عالی جاه احمدخان ازبک داماد سبحان وردیخان اردلانی که سالار پنج هزار نفر ازبک بود جوانی قوی بازو و بزرگ جثه و در فنون جنگجویی و آداب سوارکاری مشهور بود. زره پوش با شمشیر برّان و ادوات جنگی به جانب کریم‌خان زند همت بلند تکاور تاخت و به جانب آن جهان پهلوان تیری انداخت. از وی و چهار سوار زره پوشیده در گذشت که ناگاه کریم‌خان از روی غیظ بر آشفت و چنان شمشیری بر میان احمدخان زد که نیمه تنش بر زمین افتاد و پاهایش در رکاب ماند. ناگاه خان‌لرخان سنجابی که در قوت و شجاعت از احمدخان پیش بود به خونخواهی احمدخان به جانب کریم‌خان یورش برد و شمشیری بر وی حواله نمود که بر سر اسب کریم‌خان فرود آمد. سر و گردن اسب به دو نیم شد ولی کریم‌خان با چالاکی بر اسب دیگری سوار شد و چنان تیغی بر سر خان‌لرخان زد که نیمه تنش بر زمین افتاد. کریم‌خان از روی غیظ شمشیر خود را بر زمین زد و به زبان زندی (لکی) گفت که تو می برّی و بختم نمی برّد (محمد هاشم آصف، صص ۲۷۰ و ۲۶۹). جمله کریم‌خان به زبان لکی (تو مورّین و بختم نمورّی به معنی تو می بری و بختم نمی برد) امروزه با همان تلفظ لکی در میان لک زبانان رایج است که تبدیل به یکی از ضرب المثل‌های فرهنگ فارسی نیز شده است. بعلاوه تک بیتی منسوب به میرزا صادق خان یکی از شعرای نزدیک به کریم‌خان در این خصوص سروده شده که به این شرح است:  همی رفت و می‌گفت پژمان به تیغ/ تو بُرّی و بختم نبُرّد، دریغ).


#_داودی

تاریخ فوت کریم خان زند:


#روز_سه‌شنبه_۱۱_اسفند_۱۱۵۷


تعداد بازدید از این مطلب: 34
موضوعات مرتبط: ادبیات و زبان لکی , تاریخ ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5




می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی