لک پرس
رسانه فرهنگی قوم لک
مطالب پر بازدید
مطالب تصادفی
لباس رایج مردان لک

لباس رایج مردان لک

نویسنده: زینب احمدی

پوشاک می تواند با مجموعه ای از علائم و  طرح ها، یک نظام ارتباطی فرهنگی بین افراد جامعه بر قرار نماید. بدون شک توجه و دقت در این علائم می تواند رهنمود خوبی برای شناخت فرهنگ، جغرافیا، اعتقادات و مجموعه ای از رفتارهای فرهنگی و اجتماعی باشد که لباس و پوشاک خود در بر دارنده ارزش های افراد همان جامعه است. 

توجه بیش از پیش به لباس های بومی و برگرداندن ارزش به آن ها می تواند علاوه بر ایجاد ظرفیت های فرهنگی مطابق با زیست بوم اقوام و جوامع راهی برای مقابله با مدگرایی های کورکورانه در صنعت پوشاک نیز باشد. بدون شک لباس هر قوم با توجه به مجموعه عوامل مادی و معنوی در طول سالیان انتخاب شده است و مهمترین نکته برای تایید لزوم پرداختن به لباس های بومی محلی سازگاری تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی این لباس ها با افراد آن قوم یا جامعه می باشد.

پوشاک، مهم‌ترین و مشخص‌ترین مظهر قومی و سریع‌الانتقال‌ترین و بارزترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تأثیر پدیده‌های فرهنگ‌پذیری بین جامعه‌های گوناگون انسانی قرار می‌گیرد؛ حتی عده‌ای معتقدند که چیرگی فرهنگی و سلطه‌پذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت می‌گیرد و می‌توان با تغییر پوشاک افراد یک جامعه، نوع زندگی و شیوه تولید آنها را نیز دگرگون نمود و تغییرهایی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه ایجاد کرد.

هر یک از گروه‌های انسانی‌ای که در مناطق مختلف ایران زندگی می‌کنند و تحت تأثیر عوامل گوناگون از جمله ویژگی‌های بوم‌شناختی منطقه قرار دارند، تن پوش ویژه‌ای به تن دارند که در نگاه نخست قومیت، حوزه زندگی، زبان و دیگر ویژگی‌های فرهنگی، حتی مذهب و اشتغال‌های اصلی زندگی آنان را در ذهن بیننده تداعی می‌نماید.

دکتر سیدحسین نصر در یکی از سخنرانی‌هایش می‌گوید:

لباس پس از بدن، نزدیک‌ترین چیزها به نفس ماست و هویت ما اغلب وابستگی نزدیکی به لباسمان دارد. لباس ما، بیش از هر امر دیگری مستقیماً نشان ‌دهنده فهم و درک ما از معنای انسانیت است.

لباس مانند زبان، هویت قومی، اجتماعی و جغرافیایی؛ وابستگی‌های صنفی، سیاسی، مذهبی؛ و منزلت اجتماعی و اقتصادی مردم را مشخص می‌کند. برای اینکه عملکرد اجتماعی و فرهنگی پوشاک در هویت‌ بخشی به اعضای جامعه را دریابیم و بدانیم که چگونه پوشاک، هویت اجتماعی و فرهنگی فرد و جمع را در اجتماع‌های گوناگون توجیه و تبیین می‌نماید و آنها را از یکدیگر جدا می‌کند، لازم است لباس‌های مردم را به منزله مجموعه‌ای از علایم زبانی مادی بررسی و تحلیل کنیم؛ مثلاً همان اندازه که زبان، مردم گروه‌های قومی کرد، لک، لر، بلوچ، ترکمن و فارس را از یکدیگر جدا می‌کند، پوشاک بومی و سنتی هر یک از این قوم‌ها نیز آنها را از هم متمایز می‌نماید؛ بنابراین همچنان که می‌توان با تغییر زبان یک قوم، هویت قومی یا فرهنگی مردم آن قوم را تغییر داد و از میان برد، از راه تغییر لباس اقوام نیز می‌توان از آنها هویت زدایی کرد و شاخصه قومی ـ فرهنگی آنها را زدود.

بر آن  شدیم طی سلسله مباحثی به پوشاک مردمان قوم لک بپردازیم، چرا که با تکیه بر مقدمه گفته شده لزوم پاس داشت و شناخت هرچه بیشتر لباس های بومی محلی امری ضروری است و می بایست پیش از آن که اثری از آن ها نماند به شناخت، حفظ و به روز کردن آن ها برای پذیرش عمومی پرداخت. بدون شک این نوشته در وهله اول سعی دارد مردمان قوم لک را با پوشش مردان لک در روزگاری نه چندان دور آشنا کند و  در وهله بعد لزوم پرداختن به لباس قوم لک و لزوم تلاش برای به روز کردن آن با تکیه بر عناصر فرهنگی این قوم سربلند را گوشزد کند.

لباس رایج مردان لک

1- کلاه نمدی در 4 نوع

الف) کلاه نمدی سفید و مخروطی که به زبان لکی کلاو توکن نام دارد.

 ب) کلاه نمدی قهوه­ای و مخروطی.

ج) کلاه نمدی گرد سفید

د) کلاه نمدی گرد قهوه ای

کلاه نمدی سفید را به دلیل شب نما بودن شو کلاو هم گفته­اند.

2- پیرهن که به زبان لکی کراس نام دارد. یقه پیرهن معمولا به شکل دیپلمات است. قسمت جلوی پیرهن غالباً فاقد دکمه­های سرتاسری و تنها قسمت فوقانی نزدیک به یقه سه دکمه دارد. به همین دلیل به کراس سه گژکی معروف است. پایین تنه این پیرهن از طرفین دارای چاک و آستینهای آن معمولاً فاقد دکمه است. پیرهن لکها بر خلاف کردها بر روی شلوار می افتد.

3- جلیقه که به زبان لکی جلیسقه نام دارد. جلیسقه بر روی پیرهن پوشیده می شود. جلیسقه کوتاهتر از پیرهن و تا روی کمر است.

4- شلوار که به زبان لکی شاوال یا شوال نام دارد. دمپای شاوال لکی تنگتر از نوع بختیاری و گشادتر از نوع کردی است. فرم کلی آن راسته تر و خشتک آن بالاتر از شلوار کردی است. به دلیل استفاده غالب از پارچه پشت لاستیکی به شاوال پشته لاسیکی معروف است. از آنجایی که این شلوار برای سوارکاری و رزم مناسب بوده به شاوال سوارونه معروف است.

5- کفش

الف) کلاش دس چن ژیره چرم (کفش دست باف زیره چرم): قسمت رویی با نخ سفید بافته شده و قسمت زیره آن متشکل از چند لایه چرم گاومیش است. گهگاهی برای استحکام این کفش لایه باریکی از چرم به دور تا دور محل اتصال زیره و رویه دوخته می شد. در این صورت این نوع کفش گردئورگیریا (دورتادور وصالی شده) نام دارد.

ب) کلاش دس چن ژیره لاسیکی (کفش دست باف زیره لاستیکی): قسمت رویی با نخ سفید بافته شده و قسمت زیره آن یک لایه ضخیم لاستیکی است. گهگاهی برای استحکام این کفش لایه باریکی از چرم به دور تا دور محل اتصال زیره و رویه دوخته می شد. در این صورت این نوع کفش گردئورگیریا (دورتادور وصالی شده) نام دارد.

ج) کلاش دس چن ژیره آژ (کفش دست بافت زیره آج دار): قسمت رویی با نخ سفید بافته شده و قسمت زیره آن چند لایه چرم گاومیش است که به صورت فشرده بر روی هم قرار گرفته است. زیر کفش یعنی قسمتی که بر روی زمین قرار می گیرد با استفاده از گره های بافته شده نخی به صورت متراکم آج دار شده است. این نوع کفش کمتر در فعالیتهای کاری روزانه استفاده می شد و معمولا متعلق به قشر نسبتا مرفه بوده است.

د) اورسی که به انواع کفشهای چرم دست دوز اعم از ساق کوتاه، ساق متوسط و چکمه گفته می شود.

6- شال و ستره: بیشتر در مراسمات نمایشی و رژه های عشایری کاربرد داشته است. در چنین مواقعی مردان یک ستره بلند تا روی زانو می پوشیدند و با بستن شال به دور کمر نمای زیباتری به آن می دادند. بر اساس تصاویر و نقوش برجسته قدیمی مردان قومیتهای مختلف ایرانی در مواقع خاص شال و ستره پوشیده اند. این نوع پوشش در چند سده اخیر در بین اقوام ایرانی خصوصاً قوم لک رایج بوده است.   

7- قَوَه که نوعی ستره کوتاه است. قوه بدون شال و به صورت جلو باز استفاده می­شد.

8- شال گردن متشکل از پارچه­ ای موسوم به گلونی که پس از انداختن به دور گردن در مقابل سینه معمولاً حالت ضربدری به خود می گیرد و بیشتر زمانی استفاده می شود که مردان شال و ستره پوشیده باشند.

9- عمامه که به زبان لکی میزر نام دارد و معمولاً پارچه ای است موسوم به گلونی یا پارچه های دیگر با نامهایی چون لچک که گاه به تنهایی همراه با پارچه دیگری موسوم به کَت و گاه به دور کلاه نمدی بسته می شود. بر اساس بررسی نقوش ایران باستان این نوع از پوشش در میان اقوام قدیم ایرانی جایگاهی نداشته است. بنابراین آن را باید فرهنگی وارداتی تلقی نمود که در سده های متأخر جایگاهی را در پوشش لکها برای خود پیدا کرده است.

10- پوششهای مناسب به هنگام بارش و سردی هوا

الف) فرجی که در واقع یک پالتو نمدی از پشم بره (ورین)  بود و دو نوع آستین بلند و آستین کوتاه دارد. فرجی نازکتر از کپنک است.

ب) کپنک بالاپوش نمدی ضخیم و بدون آستین است که جلوی آن باز و بر روی شانه ها می افتاده است. بلندی آن تا زیر زانو است.

ج) کوله بال، بالاپوش نمدی ضخیمی است که تا روی کمر و فاقد آستین است.

د) کلاوخور که کلاهی مخروطی شکل از جنس نمد است که در قسمت پشت و اطراف زائده های برای پوشیدن گردن و گوشها دارد. در واقع این نوع کلاه شبیه به باشلق مادها است.

ه) جوراب پشمی یا گورمی پشمین

و) پویز پیچ: نوار پهن بافته شده از پشم است که دورتادور ساق پا بر روی شلوار پیچیده می شود تا در فعالیتهای مرتبط با کوهستان چالاکتر باشند.

11- چوخا در واقع یک ردای فاقد آستین بود که بر روی شانه­ها می افتاد و بلندی آن تا ساق پا بوده است. در موارد نادر چوخا دارای آستین بلند نیز بود، اما دستها را از آستین رد نمی کردند، بلکه به شکل ساده و شبیه به نمونه فاقد آستین از روی شانه ها آویزان می­شد. رنگ چوخا قهوه­ای و از پارچه پشمین با نام ماهوت درست شده بود. چوخا توسط بزرگان به هنگام شرکت در مراسم عزا و یا توسط افراد مذهبی به هنگام عبادت مورد استفاده قرار می­گرفت.

تعداد بازدید از این مطلب: 99
موضوعات مرتبط: پوشش لکی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 27




می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی