تبلیغات

درباره ما

    لک پرس

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 150
    کل نظرات کل نظرات : 5
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 2
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 4

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 157
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 82
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 6
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 10
    آي پي امروز آي پي امروز : 31
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 37
    بازدید هفته بازدید هفته : 1,460
    بازدید ماه بازدید ماه : 3,609
    بازدید سال بازدید سال : 17,336
    بازدید کلی بازدید کلی : 17,336

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.82.93.116
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 27 آبان 1397

پاسخ به پرسش راجبع سرفصل گروه زبان و ادبیات کردی در دانشگاه سنندج

 پاسخ به پرسش راجبع سرفصل گروه زبان و ادبیات کردی در دانشگاه سنندج

نویسنده: علی‌نجات غلامی

پرسش: سلام آقای غلامی نظرتان راجع به این سرفصل گروه زبان و ادبیات کردی در دانشگاه سنندج که در آن دو واحد تحت عنوان "متون ادبی کلهری، فیلی و لکی" گنجیده است چیست؟ آیا این را نیز در راستای ادغام و هویت‌زدایی لکی تفسیر می‌کنید؟ 

پاسخ: سلام. این سئوال مهمی است بگذارید اندکی توضیح بدهم. بدواً باید توجه داشت که مباحثات در سطح آکادمیک ماهیتی متفاوت با مباحثات در سطح کنشگری اجتماعی دارند. پاسخ به این پرسش ابعادی دارد. در مجموع می‌توان گفت خیر ادغام نیست و تبعاتی هویت‌زدایانه برای لکی ندارد. زیرا ما به‌مثابه لک در سطح اجتماعی و فرهنگی در حال محو شدنیم و می‌کوشیم برای جلوگیری از این اتفاق شوم از زبان و قومیت‌مان در مقام یک هویت دفاع کنیم. لذا باید گفت لکی یک زبان و قومیت مجزاست تا بتوانیم به انسجام اجتماعی رسیده و حقوقی مادی و معنوی را که دیگر اقوام دارند - در عرض دیگران نه بیشتر و نه کمتر - مطالبه کنیم و خودمان را از درون خطاب کنیم و ضعف‌ها را نقد کرده و قوت‌ها را به یاد آورده و تقویت کنیم. زیرا ما داریم به نحو متناقضی از یک سو حاشیه بر لر و از سوی دیگر حاشیه بر کرد فهم می‌شویم و این ما را دچار بحران فرهنگی می‌کند.

لذا ما باید بر اینکه نه کردیم نه لر اصرار داشته باشیم تا هویت‌مان به مثابه لک محرز شود؛ حال پس از اینکه این نکته که قوم لکیم و زبان‌مان لکی است را فهم و تفهیم کردیم، در سطح بعدی است که روی همگرایی یا واگرایی با کرد و لر در ساحات مختلف بحث می‌کنیم. که این می‌تواند سه نتیجه داشته باشد که در سه نظریه‌ی علمی و آکادمیک بیان می‌شود: 
1) زبان و قومیت لکی، خاستگاه کردی دارد. 
2) زبان و قومیت لکی، خاستگاه لری دارد. 
3) زبان و قومیت لکی، مستقل است. 
در مباحث دانشمندان زبان‌شناسی و قوم‌نگاری و انسان‌شناسی نیز می‌بینیم هر سه نظریه مطرح است و اختلاف نظر وجود دارد. اما دقت شود امروزه نظریه‌پردازی "نمی‌گوید" لکی زبان و قوم نیست، بحث بر سر خاستگاه است نه موجودیت؛ چون این نظر که خود کردها نیز خاستگاه ایرانی دارند به این معنا نیست که باید فارسی کلاً حرف بزنند و رسانه‌ای کردی نداشته باشند و کردی باید لحجه به شمار رود. 
لذا در سطح آکادمیک این حق مشروع هر کسی است که در ساحتی علمی "بنابه دلایل‌ علمی‌اش" به هر کدام از آن سه نظریه باور داشته باشد. حال این گروه نیز "در سطح آکادمیک" باور دارد که خاستگاه زبان و قومیت لکی، کردی است و ذیل این ایده در سطح دانشگاهی در حد چند واحدی به متون ادبی لکی نیز می‌پردازد. لذا در سطحی آکادمیک نیز نظر به دو نظریه دیگر و قوت دلایل می‌توان با ایشان مخالفت کرد. این کار منطقی است و مشکلی ندارد. پس مشکلی منطقی وجود ندارد که متون لکی نیز خاصه نظر به اشتراکاتی در کتابت گورانی در رشته‌ی زبان و ادبیات کردی بررسی شوند، اصلاً این یک ضرورت است. (البته باید گفت در این عنوان درسی، تقلیلی هم هست. در کنار کلهری و فیلی آوردن آن، نادیده گرفتن تفاوت‌های کیفی و کمی‌ای را در خود دارد که در ادامه روشن می‌شود. بهتر بود دو یا چند واحد مجزا را به متون لکی اختصاص می‌دادند و ترجیحاً از استاد لک یا مسلط به لکی استفاده کنند). اما کار خطرناک آنجایی است که آن سطح اولیه‌ی احراز هویت قومی و زبانی لکی، نظر به نظریه‌های اول و دوم انکار شود. یعنی فرد چون باور دارد که زبان و قومیت لکی خاستگاه کردی دارد، پس از اساس، هویت اجتماعی‌اش بایستی به مثابه زبان و قومیت نفی شود و به سطح یک لحجه یا گویش تقلیل یابد و جمعیت‌اش و جغرافیای زیست آنها کوچک نشان داده شود و به موجب آن حقِ داشتن رسانه‌ی مستقل، داشتن دستگاه بوروکراتیک استانی و غیره به اسم «تفرقه» از او سلب شود و بر این دوپارگی هویتی‌اش ذیل لر و کرد دامن زده شود که عملاً به معنای خفه کردن صدایش است. مثلاً فرض کنید که نظریاتی هم هست که می‌گویند لری هم خاستگاه کردی دارد، اما کردهایی که چنین باوری دارند نمی‌گویند استانی به نام لرستان نباید وجود داشته باشد یا در شبکه‌ی محلی باید به کردی حرف بزنند. اما همان کردها به نحو عجیبی هرگونه فعالیتی از سوی لک‌ها برای داشتن رسانه‌ی لکی یا استان یا ثبت ملی زبان خودشان را «توطئه»‌ می‌پندارند و حتی بعضی اشخاص در شهرهای لکی تبلیغ کردی حرف زدن می‌کنند! کاری واقعاً عجیب و زننده است. به هر حال این نکته خیلی مهم است که خاستگاه مشترک، نفی هویت بالفعل را نمی‌کند. بختیاری‌ها و لرهای لرستان هردو لرند، اما استان مجزای خود را دارند و بیان‌شان برای‌شان محترم است. لذا اینکه لک، بخواهد یک هویت اجتماعیِ قومی و زبانی مستقل باشد، امری کاملاً درونماندگار است و کسی حق تعیین تکلیف از بیرون را ندارد. دوست جامعه‌شناسی می‌گفت: «با دوستان کرد ناسیونالیستم حرف می‌زدم و گفتم که خب شما هم به هر حال ایرانی هستید. گفتند "وقتی کرد خودش نخواهد ایرانی دانسته شود، پس نیست"، کمی بعد بحث هویت لکی را پیش کشیدم برآشفتند و گفتند "ای وای. لکی از هر نظر جزو کردی است ولو خودشان چیز دیگری بگویند!"». خب همین تناقض است که کشنده است. چگونه چیزی که برای خودت صادق است بر دیگری صادق نیست؟ لک‌ها خود را لک می‌نامند و این مرسوم بوده است که عمدتاً می‌گویند لک و لر و کرد. 
همچنین باید گفت که منابعی که کردها برای تقلیل لکی به گویشی در کنار گویش‌های موسوم به "کردی جنوبی" دارند از حیث علمی واقعاً قوی نیستند. مثلاً منبعی از علی‌اکبر وقایع‌نگار (گردآوری شده در 1931) به دلیل اشتباه بارز محتوایی که حدود جغرافیایی زندگی لک‌ها را نیز ندانسته است! که می‌گوید موطن لک‌ها غالباً در حسن آباد کردستان و کلیایی کرمانشاه است! (که متاسفانه ظاهراً منبع استاد دهخدا نیز از این دست منابع بوده است) ابداً قابل قیاس با منبعی مانند کتاب لیدی شل (1856) نیست که آمار دقیق چادرها را نیز می‌دهد و اثرش یک متن قوم‌نگارانه‌ی کاملاً علمی است و بیان می‌کند که لک‌ها و کردها دو قوم‌اند. کتاب بدلیسی نیز اطلاعات‌اش از لک‌ها به همان خامیت و سطحیت علی اکبر وقایع نگار است. به هر حال نفس قدمت سند حجیت نمی‌آورد محتوا نیز مهم است که چقدر گفته‌ها منطقی است. منبعی اصلی که کردها دارند که برخی افراد ناسیونالیست در فضای رسانه‌ای نظر به آن، واژه‌ی "لکِ کرد" را به کار می‌برند و با تکیه بر این واژه از هر هتاکی‌ای به نخبگان لک دریغ نمی‌کنند، کتاب بدلیسی است که آنجا نخست لرها را کرد نامیده و بعد به تبع این امر لک‌ها را هم کرد می‌نامد. پس اینها باید اول جرأت کنند عبارت "لرِ کرد" را در تریبون‌های رسانه‌ای به کار ببرند، بعد از آن عبارت «لک کرد» را به کار ببندند. چرا چنین نمی‌کنند؟ چرا جرأت نمی‌کنند؟ آیا چون لک رسانه ندارد و فرهیختگان‌‌اش – مانند آقای حسنوند، آقای داووی، جناب لک‌امیر -  محجوب‌اند و پا از موازین علمی و اخلاقی بیرون نمی‌گذارند، به خود اجازه می‌دهند چنین درازدستی‌هایی کنند و گاه هتاکی هم بکنند؟ 
پس نتیجه اینکه از حیث یک موقف آکادمیک آن سرفصل مشکلی ندارد. ادبیات لکی و کردی در روح فرهنگی‌شان آمیختگی‌هایی دارند. اما خب مشکل، آن نگاه پیشاعلمی و ایدئولوژیک است که اینجا هم رسوخ کرده است، نگاهی ناشی از تعصبات کنشگرانه که در سطح آکادمیک نیز در این تقلیل خود را نشان داده است. لکی را گویشی پنداشتن در کنار کلهری و فیلی واقعاً کار متوهمانه‌ای است. خود کلهری را منبع معتبری مانند کتاب لیدی شل یکی از ایلات لک می‌داند. به هر حال کلهر، کرد هم محسوب شود، اینکه ایلی را در عرض یک قوم گذاشتن تا آن قوم به حد ایلی تقلیل یابد و جزو قومی شود که آن ایل جزوش است، بازی بی‌نتیجه‌ای است و نه خدا خوش‌اش می‌آید و نه نیمی از بندگان خدا. 
به هر حال آن گروه در دانشگاه سنندج حق دارند در رشته زبان و ادبیات کردی به لکی نیز بپردازند، مشروط بر اینکه به دانشجو تفهیم کنند که لک، قوم و زبانی است که یکی از سه نظریه‌ی علمی موجود، می‌گوید ممکن است خاستگاه کردی داشته باشد و سوای این امر، متون ادبی مکتوب و شفاهی‌‌اش قرابت بسیار با ادبیات کردی دارد و از این رو در این رشته بدان نیز می‌پردازیم. نه اینکه چونان چیزی حاشیه‌ای به مثابه گویشی قرائت شود.

تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 21 شهريور 1397 ساعت: 1:7
برچسب ها : ,,,,,,,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی