لک پرس
رسانه فرهنگی قوم لک
مطالب پر بازدید
مطالب تصادفی
آیا لک ها در زمان صفویه به لرستان امروزی مهاجرت کرده اند؟

در چندین جا ذکر شده است که مردم قوم لک در گذشته ساکن ایلام و کرمانشاه بوده اند، اما در جنگ میان ایران وعثمانی در زمان شاه عباس صفوی شخصی به نام سلسله یا سل سال (طوایف حسنوند،غیاثوند،ترکاشوند،کولیوند و یوسفوند -که ایل سلسله را تشکیل میدهند-از نسل این شخص میباشند) که از فرماندهان سپاه شاه عباس بوده است یکی از سرداران سپاه عثمانی را به قتل رسانده و سر آن سردار را به شاه عباس هدیه میدهد،شاه عباس صفوی نیز به پاس دلاوری های این شخص منطقه سلسله کنونی را به  به او میبخشد که مهاجرت ایلات لک به لرستان بعد از این ماجرا آغاز میشود.

حال اول باید دید سلسله در چه زمانی زندگی میکرده است،آیا اثری از او به جا مانده ؟

دوم آیا قبل از این جنگ اثری از لک ها در لرستان دیده میشود؟


در جواب سوال اول باید به سنگ قبری که  یکی از اهالی سلسله در دشت خاوه پیدا کرده رجوع کنیم.

بر روی این سنگ دقیقا این جملات حک شده است؛

الله محمد یا علی 

هذا مرحوم  قبرار خوان 

بن دوست علی  سهله سهله 

فی شهر صفر  سنه ۷۰۱ .

این سنگ نفیس ابتدا وجود سلسله را اثبات و بعد زمان حیاتش را مشخص میکند.

این سنگ قبر متعلق به یکی از نوادگان سلسله میباشد عمر سنگ به حدود 870 سال پیش بازمیگردد و حیات این شخص مصادف با دولت خوارزمشاهیان بوده است.

وجود این سنگ قبر همزمانی سلسله و شاه عباس صفوی و داستان فوق را به کلی رد میکند.

و در جواب سوال دوم باید به شاهنامه لکی رجوع کرد این کتاب به دستور رستم شاه عباسی(اتابک لر کوچک) که بین سالهای ۸۷۳ تا ۹۳۰ هـ. ق میزیسته نوشته شده است.

رستم شاه عباسی دستور میدهد به تقلید از شاهنامه فردوسی کتابی به زبان لکی با وزن هجایی که در آن زمان در لرستان رایج بوده است نوشته شود.

حال با مقایسه زمان حیات شاه عباس صفوی (۹۹۶ - ۱۰۳۸ قمری) و زمان حیات شاه رستم عباسی (۸۷۳ -۹۳۰ قمری) و خلق شدن اثر شاهنامه لکی در میانه حکومت شاه رستم عباسی میتوان به این نتیجه رسید که لک ها قبل از صفویه نیز در لرستان فعلی حضور داشته اند و داستان فوق یاوه ای بیش نیست.

امید حسنوند

تعداد بازدید از این مطلب: 744
|
امتیاز مطلب :
|
تعداد امتیازدهندگان :
|
مجموع امتیاز :


دلیل کوچ ایل زند از الشتر










داستان کوچ ایل زند از الشتر


در زمان شاه سلطان حسین صفوی مردی بنام خدائی که اکنون تمام خوانین الشتر از نسل اویند، امیرالعشایر منطقه الشتر بوده است، پدر کریم خان زند جز سواران او می باشد، هنگامیکه مادر کریم خان زند به او حامله می باشد برای آب به سرچشمه می رود مشگ آب را پر می نماید و بر دوش میگیرد، ناگاه آوازی بگوشش می رسد که شاه آینده ایران را ناراحت کردی، مادر کریم خان این آواز را سه بار می شوند، تمام دورور خود را نگاه می کند ولی کسی را نمی بیند، به منزل می رود و سرگذشت را برای همسرش تعریف میکند، شوهرش او را مسخره میکند. این داستان به گوش خدائی میرسد و کمکم میان خدائی و پدر کریم خان دشمنی پیدا میشود، چون پدر کریم خان قدرت برابری با خدائی را ندارد به اطراف ملایر میرود و خود و برادرانش در سلک سواران نادر درمی آیند، تا لشکر کشی نادر به هندوستان پیش می آید، در تمام مدتی که کریم خان در ملایر است با اقوام و خویشاوندان خود در الشتر رابطه مستقیم دارد. 

ریشه نژادی لر-حجت الله حیدری ص 87-89

تعداد بازدید از این مطلب: 94
|
امتیاز مطلب :
|
تعداد امتیازدهندگان :
|
مجموع امتیاز :